<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>ابوالقاسم کریمی</title>
		<link>https://ak520.professora.ir</link>
		<description>اینجا جایی برای گردآوری و انتشار  داستان های کوتاه آموزنده</description>
		<language>fa-ir</language>
		<pubDate>Fri, 26 Jul 2024 09:36:59 +0100</pubDate>
		<lastBuildDate>Fri, 26 Jul 2024 09:36:59 +0100</lastBuildDate>
		
				<item>
					<title>کنجکاوی های من:گرمازدگی چیست؟عوامل آن کدام است؟چگونه درمان می شود؟</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30740/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30740/</guid>
					<description>تعریف گرمازدگی
به درجه حرارت بالا و غیرطبیعی بدن   گرمازدگی  heatstroke       می‌گویند. زمانی ‌که بدن شخص گرمای زیادی جذب کند و به ‌اندازه کافی از خود گرما خارج نکند، این بیماری رخ می‌دهد. هایپرترمی برعکس عارضه هیپوترمی است. هیپوترمی زمانی رخ می‌دهد که بدن شخص بسیار سرد باشد و دچار لرز شود.
باید بدانید که دمای طبیعی بدن انسان حدود ۳۶ تا ۳۸ درجه سانتی‌گراد است. هر چه دمای بدن از این رقم بالاتر باشد، شدت گرمازدگی بیشتر است. این بیماری معمولا در مواقعی ‌که شخص در هوای گرم و مرطوب فعالیت بیش از حد دارد، رخ می‌دهد. افراد گرمازدگی را معمولا در ماه‌های گرم تابستان تجربه می‌کنند.

عوامل گرمازدگی
هر کسی ممکن است دچار گرمازدگی شود، اما عوامل متعددی خطر ابتلا به آن را افزایش می‌دهند 

	سن  توانایی ما برای مقابله با گرمای شدید به قدرت سیستم عصبی مرکزی‌مان  شامل مغز و نخاع  بستگی دارد. در افراد بسیار جوان، سیستم عصبی مرکزی به طور کامل تکامل نیافته و در بزرگسالان بالای 65 سال، سیستم عصبی مرکزی شروع به زوال می‌کند، در نتیجه باعث می‌شود بدن کمتر بتواند با تغییرات دمای محیط مقابله کند. بنابراین این دو گروه سنی معمولاً بیشتر در معرض خطر کم‌آبی هستند.
	ورزش در هوای گرم  آموزش نظامی و شرکت در ورزش‌هایی مانند فوتبال یا دویدن طولانی مدت در هوای گرم می‌تواند منجر به گرمازدگی شود.
	قرار گرفتن ناگهانی در هوای گرم  مانند موج گرمای اوایل تابستان یا سفر به منطقه‌ای با آب و هوای گرم‌تر. در چنین شرایطی باید سعی کنیم فعالیت را حداقل برای چند روز محدود کرده تا به خود اجازه دهیم با این تغییرات سازگار شویم. با این حال، تا زمانی که چندین هفته با دمای بالاتر تطابق پیدا نکنیم، ممکن است همچنان در معرض خطر گرمازدگی باشیم.
	نبود سیستم تهویه مطبوع  در هوای گرم پایدار، تهویه مطبوع موثرترین راه برای خنک کردن و کاهش رطوبت محیط است.
	داروهای خاص  برخی از داروها، مانند بعضی از داروهای کاهنده فشار یا ضدافسردگی‌ها، بر توانایی بدن برای حفظ آب و پاسخ به گرما تأثیر می‌گذارند.
	برخی از بیماری‌های مزمن  مانند بیماری‌های قلبی یا ریوی، ممکن است خطر گرمازدگی را افزایش دهند. علاوه براین چاق بودن، کم‌تحرکی و سابقه گرمازدگی قبلی نیز می‌تواند زمینه‌ساز بروز گرمازدگی باشد.


علل گرمازدگی
گرمازدگی می‌تواند در نتیجه موارد زیر رخ دهد 

	قرار گرفتن در معرض یک محیط گرم  قرار گرفتن در هوای گرم و مرطوب، به ویژه برای دوره‌های طولانی، منجر به افزایش دمای مرکزی بدن می‌شود. این نوع گرمازدگی اغلب در افراد مسن و مبتلایان به بیماری‌های مزمن رخ می‌دهد.
	فعالیت شدید  هر فردی که در هوای گرم ورزش یا کار می‌کند، ممکن است دچار گرمازدگی ناشی از فعالیت شود، اما اگر به دمای بالا عادت نداشته باشیم، این احتمال بیشتر می‌شود.

موارد زیر می‌تواند احتمال گرمازدگی را بیشتر کند 

	پوشیدن لباس زیاد از تبخیر عرق و خنک شدن بدن جلوگیری می‌کند.
	نوشیدن الکل می‌تواند بر توانایی بدن برای تنظیم دما تأثیر بگذارد.
	کم آبی بدن به علت ننوشیدن آب کافی برای جبران مایعات از دست رفته در اثر تعریق.

علائم گرمازدگی
علامت بارز گرمازدگی، درجه حرارت بالاتر از 40 درجه بدن است. اما غش کردن می تواند اولین نشانه مهم در هنگام رخداد گرمازدگی باشد. علائم دیگر شامل موارد زیر باشد 

	سردرد تپنده
	سرگیجه و سبکی سر
	عدم تعریق علی رغم گرما
	پوست قرمز، گرم و خشک
	ضعف یا گرفتگی عضلات
	تهوع و استفراغ
	ضربان قلب سریع که ممکن است قوی یا ضعیف باشد
	تنفس سریع و کم عمق
	تغییرات رفتاری مانند گیجی
	تشنج
	بیهوشی و عدم هوشیاری


انواع گرمازدگی

	گرمازدگی ناشی از فعالیت  Exertional heatstroke   این نوع گرمازدگی به ‌علت فعالیت فیزیکی بیش از حد در شرایط جوی گرم و مرطوب ایجاد می‌شود. معمولا این حالت به مدت چند ساعت در بدن شخص بروز پیدا می‌کند.
	گرمازدگی ناشی از شرایط بدنی  Non-exertional heatstroke   این عارضه را با نام گرمازدگی کلاسیک نیز می‌شناسند. این حالت به ‌دلیل فعالیت بدنی زیاد رخ نمی‌دهد، بلکه سن و وضعیت سلامتی بدن شخص از عوامل بروز آن هستند. معمولا این نوع گرمازدگی تا چند روز در بدن شخص باقی می‌ماند.


		
			
				شاید دوست داشته باشید       اشعار ابوالقاسم کریمی
		   
آیا گرمازدگی کشنده است؟
بله، گرمازدگی می‌تواند بسیار خطرناک و حتی کشنده باشد. اگر به موقع درمان نشود، می‌تواند به اندام‌های حیاتی بدن آسیب جدی وارد کند و منجر به نارسایی چند ارگانی شود.
درمان گرمازدگی
درمان عوارض مرتبط با گرمازدگی بستگی به شدت آن دارد.
درمان فوری   گرمازدگی یک فوریت پزشکی است. اگر دیدید کسی دچار گرمازدگی شده، فوراً یک آمبولانس خبر کنید یا هر چه سریع تر او را به نزدیک ترین بیمارستان برسانید.
اولین اقدام ، کاهش هر چه سریع تر دمای بدن فرد است.
بنابراین اولین کاری که شما باید برای یک فرد گرمازده انجام دهید این است که  
1- لباس های فرد گرمازده را درآورده و بدن او را در آب سرد فرو برید. اگر چنین امکانی وجود نداشت، با استفاده از یک پارچه یا حوله یا اسفنج ، بدن فرد را با آب سرد خیس کنید یا اینکه قطعات یخ را به آرامی به بدن فرد بمالید.اگر مقدار آبی که در اختیار دارید کم است، ابتدا سر و گردن او را خنک کنید. تکه های یخ را روی گردن ، زیر بغل و کشاله ران او قرار دهید. توسط یک تکه کاغذ یا حوله یا پنکه ، او را باد بزنید.
2- بعد از حمام گرفتن ، فرد را در مکان خنکی قرار دهید.
3- پاهای فرد را در محل بالاتری نسبت به بدن او قرار دهید تا جریان خون بیشتر به طرف سر او برود.
4- دست ها و پاهای فرد را ماساژ دهید تا خونی که خنک شده ، به سمت مغز و مرکز بدن او برود.
5   – اگر شخص به هوش است،   او را تشویق کنید تا کم کم آب یا یک نوشیدنی خنک بنوشد. ولی اگر شخص بی هوش باشد، نمی توانید این کار را انجام دهید، بنابراین همانطور که گفتم بدن او را خنک کنید تا وقتی به هوش آمد، آب بنوشد.
6- وقتی بدن فرد خنک شد، هر 10 دقیقه یک بار دمای بدن او را اندازه گیری کنید تا دمای بدنش کمتر از 38 5 درجه سانتیگراد نشود.
هنگامی هم که بدن فرد را در آب سرد فرو می کنید، باید مراقب باشید تا دمای بدنش کمتر از 39 5 درجه نشود. اگر هم دماسنج در اختیار نداشتید، تا وقتی که با لمس کردن بدن او احساس می کنید خنک نشده، عمل خنک کردن را ادامه دهید. ولی به محض خنک شدن بدن فرد ، عمل خنک کردن   در آب سرد یا به شکل دیگر   را متوقف کنید و اگر دمای بدن او مجدداً افزایش یافت، عمل خنک کردن را از نو شروع کنید.
گرمازدگی چند روز طول می کشد؟
گرمازدگی می‌تواند به سرعت در طی چند دقیقه یا به آرامی و در طی چند ساعت یا چند روز درمان شود. ممکن است در طول بهبودی احساس خستگی و ضعف داشته باشید که یک اتفاق طبیعی است.

پیشگیری از گرمازدگی
نوشیدن آب فراوان  حتی اگر احساس تشنگی نمی‌کنید، به طور منظم آب بنوشید.
پوشیدن لباس‌های نخی و گشاد  لباس‌های روشن و نخی به بدن اجازه می‌دهند تا خنک بماند.
اجتناب از فعالیت‌های بدنی شدید در ساعات اوج گرما  اگر مجبور به فعالیت در هوای گرم هستید، به طور منظم استراحت کنید و در سایه بنشینید.
استفاده از کرم ضد آفتاب  از کرم ضد آفتاب با SPF بالا استفاده کنید.
توجه به گروه‌های پرخطر  کودکان، سالمندان و افرادی که بیماری‌های مزمن دارند، بیشتر در معرض خطر گرمازدگی هستند.
خنک نگه داشتن محیط  استفاده از کولر یا پنکه می‌تواند به خنک شدن محیط کمک کند.
____________
ابوالقاسم کریمی
4 امرداد 1303
ورامین کنجکاوی های من گرمازدگی چیست؟عوامل آن کدام است؟چگونه درمان می شود؟</description>
					<pubDate>Fri, 26 Jul 2024 09:36:59 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>کنجکاوی های من : گیاه تراریخته چیست ؟ و آیا مصرف آن برای سلامت انسان مضر است؟</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30725/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30725/</guid>
					<description>مقدمه




افزایش جمعیت کره زمین و کاهش منابع آبی و عدم تناسب میان سطح زیر کشت محصولات کشاورزی و جمعیت کشورها، منجر به این شد که بشر به فکر راهکارهای جدیدی برای افزایش میزان تولید محصولات کشاورزی، بیفتد. در دهه 1970 میلادی دانشمندان در تلاش بودند تا با تولید محصولات کشاورزی مقاوم به آفات و تنش‌های زیستی، میزان تولید محصولات کشاورزی را بالا ببرند و از همان زمان‌ها بود که با ادعای افزایش بازدهی در تولید ، تولید و کشت محصولات تراریخته در جهان آغاز شد.




گیاه تراریخت چیست؟




گیاه تراریخت   به   گیاهی   گفته می‌شود که یک یا چند ژن محدود را از گونه‌های دیگری به‌جز   خزانه ژنتیکی   آن گیاه از طریق روش‌های مدرن   ژنتیک مولکولی   و   مهندسی ژنتیک   دریافت کرده باشد.




 برای مثال، انتقال ژن یک حیوان مقاوم به سرما به میوه گوجه‌ فرنگی، تحت شرایطی ، سبب مقاومت گوجه دستکاری شده  تراریخته  نسبت به سرما خواهد شد؛ یا انتقال یک ژن مقاوم نسبت به سم، یا انواع ژنهایی که خواص بیشمار دیگری را منتقل می‌کنند.




خطرناکترین مسئله درباره محصولات تراریخته، عدم‌ شناسایی و یا پنهان کردن عوارض، به‌ دلیل مقاصد سازمان ‌های تجاری و سیاسی جهان و احتمال بروز عوارض بسیار شدید و غیرقابل بازگشت طی طولانی مدت ، در نسل های بعدی کشورهای هدف که کشورهای جهان سوم و در حال توسعه می باشند  است.




چرا گیاهان تراریخته تولید می‌شوند؟





	
	
	کاشت گیاهانی که به بیماری‌ها و آفات و حشرات مقاوم هستند تولید را در واحد سطح افزایش داده و بخشی مهمی از کمبود جهانی به مواد غذایی را رفع خواهد کرد.
	
	
	
	
	با استفاده از این تکنولوژی می‌توان گیاهان خوراکی را به سمومی که بر علیه گیاهان هرز استفاده می‌شوند مقاوم کرد، هزینه‌های تولید را کاهش داد و تولید مواد غذایی را افزایش.
	
	
	
	
	دستکاری ژنتیکی گیاهان این امکان را فراهم می‌کند که آنها را در شرایط نامساعد محیطی  خشکسالی، سرما و سیل  و همچنین زمین‌هایی که چندان برای کشاورزی مناسب نیستند  شوره زارها  پرورش داد.
	
	
	
	
	با دستکاری ژنتیکی می‌توان مواد غذایی را بشکلی تولید کرد که حاوی مواد مغذی مناسب و لازم باشند  انواع اسید آمینه و پروتئین و ویتامین‌های ضروری. این علاوه بر رفع کمبود مواد غذایی، به بهبود سلامت نیز کمک کنند.
	
	
	
	
	دستکاری ژنتیکی این امکان را فراهم می‌کند که مواد آلرژی زا را در مواد غذایی گیاهی و یا حیوانی کاهش داد.
	
	
	
	
	دستکاری ژنتیکی با افزایش زمان بهره‌وری و تازه ماندن مواد غذایی، طعم و کیفیت را بهتر می‌کند.
	
	
	
	
	دستکاری ژنتیکی گیاهان حتی می‌تواند در تولید واکسن بیماری‌ها  مانند وبا و حتی ایدز  مفید و سودمند باشد.
	
	










آیا   خوردن محصولات تراریخته   برای انسان   ضرردارد؟




شواهدی در دست نیست که خوردن این محصولات بر سلامت انسان لطمه می‌زند. این بزرگترین استدلال موافقان است. مخالفان اما این استدلال را کافی نمی‌دانند. آنها می‌گویند با توجه به اینکه تقریبا حدود بیست سال است ، که این محصولات در سطح تجاری کاشته شده‌اند، تحقیقات آنقدر طولانی نبوده که از تاثیرات این محصولات در دراز مدت بر سلامت انسان آگاه شویم ، ددت و پی‌سی‌بی و تالیدومید و برخی دیگر از متخصصان علم تغذیه این نگرانی را مطرح کرده‌اند که این محصولات ممکن است آلرژی و بیماری‌های سیستم ایمنی ایجاد کند.




محصولات تراریخته در ایران




در ایران تولید آزمایشگاهی برخی از محصولات تراریخته در مراکز علمی و دانشگاهی از حدود بیست و پنج سال قبل آغاز شده‌است. اولین   محصول کشاورزی   تراریخته، رقمی از   برنج   است که در برابر کرم ساقه‌خوار برنج   Chilo suppressalis   مقاومت نشان می‌دهد. محصولات دیگری نظیر سیب‌زمینی و پنبه نیز تولید شده‌اند و در حال طی کردن مراحل نهایی ارزیابی و اخذ مجوز رهاسازی هستند.




چرا برخی افراد به گیاهان تراریخته شک دارند؟




اثرات طولانی مدت ناشناخته  برخی نگران هستند که مصرف طولانی‌مدت محصولات تراریخته ممکن است عوارض جانبی ناشناخته‌ای داشته باشد.




آلرژی  برخی نگران هستند که انتقال ژن‌ها از یک موجود به موجود دیگر ممکن است باعث ایجاد آلرژی در برخی افراد شود.




مقاومت آنتی‌بیوتیکی  در برخی فرآیندهای تولید گیاهان تراریخته از ژن‌های مقاومت به آنتی‌بیوتیک استفاده می‌شود که نگرانی‌هایی در مورد انتقال این ژن‌ها به باکتری‌های بیماری‌زا ایجاد کرده است.




اثرات زیست محیطی  برخی نگران هستند که گیاهان تراریخته ممکن است بر تنوع زیستی و محیط زیست تأثیر منفی بگذارند.









در نهایت، تصمیم‌گیری در مورد مصرف یا عدم مصرف محصولات تراریخته به عهده خود افراد است. اما بهتر است تصمیم خود را بر اساس اطلاعات علمی و معتبر اتخاذ کنیم و نه بر اساس شایعات و اطلاعات نادرست.




نکات مهم 




برچسب‌گذاری  در بسیاری از کشورها، محصولات تراریخته باید برچسب‌گذاری شوند تا مصرف‌کنندگان بتوانند به صورت آگاهانه انتخاب کنند.




تنظیم‌گری  بیشتر کشورها قوانین و مقررات سختگیرانه‌ای برای تولید و عرضه محصولات تراریخته دارند.




تحقیقات مستمر  تحقیقات در زمینه گیاهان تراریخته همچنان ادامه دارد و اطلاعات جدیدی به طور مرتب منتشر می‌شود.









 ابوالقاسم کریمی




7 اردیبهشت 1403 




ورامین</description>
					<pubDate>Thu, 25 Jul 2024 12:34:51 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>شهرستان ورامین و مهم ترین مشکلات محیط زیستی آن</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30707/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30707/</guid>
					<description>تاریخچه




وَرامین   مرکز   شهرستان ورامین   در جنوب شرقی   استان تهران   است.این شهر با قدمتی بیش از 7000 سال، در دشت ورامین واقع شده و از نظر تاریخی از اهمیت بالایی برخوردار است.شهرستان ورامین در سال ۱۳۵۴ در محدوده استان تهران تشکیل شد. سه   شهرستان   پاکدشت،   پیشوا   و   قرچک   به ترتیب در سال‌های ۱۳۷۶، ۱۳۸۹ و ۱۳۹۱ از شهرستان ورامین منتزع شدند.









ورامین از آغاز سده‌های نخستین اسلامی به عنوان یکی از نقاط مرکزی   شیعیان   مطرح شد ولی اوج شکوفایی آن تا پیش از دوران معاصر، در دورهٔ   ایلخانان مغول   بود.ورامین از آغاز حکومت قاجاریان و پایتخت شدن تهران رونق بیشتری یافت   و در دوران پهلوی با ساخته‌شدن کارخانه‌ها، مانند   کارخانه قند   بر اهمیت آن افزوده شد.




جاذبه‌های گردشگری 




ورامین به دلیل قدمت و تاریخ غنی خود، دارای جاذبه‌های گردشگری متعددی است. از جمله این جاذبه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد 





	
	
	برج علاءالدوله ورامین بنایی تاریخی مربوط به دورهٔ   ایلخانیان   است و در اواخر سدهٔ ۷ ه‍.ق که در مرکز شهر   ورامین، در شمال   مسجد جامع ورامین   ساخته شده‌است. این بنا امروزه در ضلع جنوب شرقی میدان اصلی ورامین قرار دارد. این بنا در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۷۷ به‌عنوان یکی از   آثار ملی ایران   به ثبت رسیده‌است.
	
	
	
	
	امامزاده یحیی  این امامزاده در بین مردم ورامین از احترام ویژه‌ای برخوردار است.    تاریخ بنای بقعه، سال ۷۰۷ هجری قمری است. این بنا به شماره ۱۹۹ در ۹ مرداد ۱۳۱۲ در میان   آثار ملی ایران   به ثبت رسیده‌است.
	
	
	
	
	مسجد جامع ورامین مسجدی مربوط به دورهٔ   ایلخانی   و یکی از قدیمی‌ترین ساختمان‌های شهر   ورامین   است. ساخت مسجد در دورهٔ   سلطان محمد خدابنده   آغاز و در دورهٔ پسرش،   ابوسعید بهادرخان   در ۷۲۲ هجری به پایان رسید.
	
	










مشکلات محیط زیستی 




شهرستان ورامین مانند بسیاری از شهرهای ایران، با مشکلات محیط زیستی متعددی روبرو است. از جمله این مشکلات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد 





	
	
	آلودگی هوا  آلودگی هوا یکی از مهم ترین مشکلات محیط زیستی در ورامین است که به دلیل وجود صنایع آلاینده، ترافیک سنگین و گرد و غبار، به وجود آمده
	
	
	
	
	کمبود فضای سبز  کمبود فضای سبز در ورامین باعث افزایش گرما و آلودگی هوا در این شهر شده است.
	
	
	
	
	خشکسالی  خشکسالی یکی از معضلات شهرستان ورامین است که آینده کشاورزی در این شهرستان را یه طور جدی تحدید میکند و باعث فرسایش گسترده خاک و از بین رفتن پوشش گیاهی  شده است.
	
	






	
	
	فرونشست زمین  این فرونشست ها که در گذشته پدیدهٔ نادری بوده امروزه به شکل شکاف‌هایی در سطح زمین‌های کشاورزی شهرستان ورامین،   پیشوا   و   قرچک   دیده می‌شود. علت این فرونشست ها، برداشت بی‌رویه آب توصیف شده‌است
	
	











	
	
	مدیریت پسماند  مدیریت نامناسب پسماند در ورامین،مدت های طولانیست ، گریبان این شهرستان کوچک را گرفته و به دلیل مهاجر پذیری و با افزایش جمعیت این مشکل هر سال بدتر می شود.
	
	





راه حل‌ها 




برای حل مشکلات محیط زیستی شهرستان ورامین، اقدامات مختلفی باید انجام شود. از جمله این اقدامات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد 





	
	
	کنترل آلاینده‌های هوا  با استفاده از روش‌های مختلف مانند نصب فیلتر در صنایع آلاینده، توسعه حمل و نقل عمومی و ترویج استفاده از وسایل نقلیه پاک می‌توان آلاینده‌های هوا را در ورامین کنترل کرد.مردم ورامین حق دارند ، در هوایی پاک نفس بکشند ، که این امر نباید تبدیل به آرزویی برای شهروندان شود.
	
	
	
	
	افزایش فضای سبز  با  احداث پارک و فضای سبز می‌توان به بهبود کیفیت هوا، کاهش گرما و زیبایی شهر کمک کرد.اما باید گفت کمبود منابع آبی  ، سد بزرگی بر توسعه فضای سبز در مناطقی همانند ورامین است.
	
	
	
	
	مدیریت منابع آب  با استفاده از روش‌های مدرن آبیاری در صنعت کشاورزی، جلوگیری از هدر رفتن آب در بخش های مختلف صنعتی،خانگی،کشاورزی  و توسعه فرهنگ صرفه جویی در مصرف آب می‌ شود مشکل کمبود آب در ورامین را تا حدودی حل کرد.و همچنین برای مقابله با فرو نشست های ایجاد شده در شهرستان ورامین ، با این روش ها میتوان اقدامات عملی تری انجام داد.
	
	
	
	
	مدیریت پسماند  با اجرای طرح‌های تفکیک زباله از مبدا، که باید با همت شهرداری و همکاری سازمان های مردم نهاد و مسئولیت پذیری مردم انجام گیرد ، میتوان تا حدود زیادی بر مشکل پسماند فائق آمد ، همچنین با راه اندازی کارخانه های بازیافت زباله ، مشکلات محیط زیستی شهرستان را می شود کاهش داد و به آینده شهر امیدوار بود.
	
	





نتیجه گیری 




حل مشکلات محیط زیستی شهرستان ورامین، نیازمند همکاری و مشارکت همه دستگاه‌ها ، سازمان های مردم نهاد و شهروندان عزیز این شهر است. با تلاش و همدلی می‌توان ورامین را به شهری پاک، زیبا و باکیفیت زندگی بالا تبدیل کرد.




________




ابوالقاسم کریمی




ورامین




1 امرداد 1403</description>
					<pubDate>Wed, 24 Jul 2024 09:58:53 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>یاداشت:معرفی سازمان مجاهدین خلق و مهم ترین جنایت های آنها</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30690/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30690/</guid>
					<description>مقدمه 




سازمان مجاهدین خلق منافقین یک گروه سیاسی-نظامی مخالف با جمهوری اسلامی ایران است که در سال ۱۳۴۹ توسط گروهی از دانشجویان چپ‌گرا برای مبارزه با حکومت پهلوی تأسیس شد. این سازمان در طول تاریخ خود فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته و در حال حاضر در آلبانی مستقر است...




   مهم ترین اشتباهات و جنایت ها  




سازمان مجاهدین خلق ایران  مجاهدین خلق=منافقین  در طول تاریخ خود مرتکب اشتباهات و جنایاتی شده است که برخی از آنها عبارتند از 




1_حمله به غیرنظامیان 




مجاهدین خلق هم در زمان رژیم پهلوی و هم در زمان جمهوری اسلامی به دفعات به تعدادی از غیرنظامیان، از جمله مقامات دولتی، اعضای خانواده آنها و شهروندان عادی، حمله کرده که این حملات منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از افراد بی‌گناه شده است.









2_ترور 




ترور یکی از مهم ترین ابزار های سازمان مجاهدین در قبال مخالفان خود بوده است ، آنها برای رسیدن به اهداف شوم خود به کرار از ترور استفاده کردند ، آنها مقامات دولتی، رهبران مذهبی و افراد غیرنظامی را ترور می کردند. تا به این وسیله هم مخالفان خود را از صحنه خارج کنند و هم در میان سایرین تفرقه و ترس ایجاد نمایند.




3_همکاری با صدام حسین 




به اعتقاد بسیاری  شرم آورترین جنایت سازمان مجاهدین خلق ، همکاری های ، نظامی ، امنیتی و اطلاعاتی آنها در طول جنگ ایران و عراق،  با صدام حسین، دیکتاتور عراق، بود. آنها که در خاک عراق پایگاه داشتند و از حمایت مالی  صدام حسین برخوردار بودند. در طول جنگ دشمنی آشکار خود با مردم ایران را به نمایش گذاشتند .




آنها همچنین بعد از پایان جنگ به همکاری های خود با صدام ادامه دادند و در سرکوب مردم عراق به خصوص شیعیان  نقش داشتند.




4_شکنجه اعضا 




مجاهدین در طول فعالیت های خود به شدت مخالفان و منتقدان داخلی را سرکوب کرده اند آنها به وضوح مرتکب نقض حقوق بشر از جمله شکنجه، حبس خودسرانه، تجاوز جنسی و اعدام‌های بدون محاکمه شده‌اند. سازمان مجاهدین خلق ، به کنترل شدید اعضای خود معروف است. و این شهرت بین الملی را مدیون مسعود رجوی ، که اکنون از مرگ یا زنده بودن این شخص اطلاع دقیقی در دسترس نیست ، هستند.




5_فریبکاری و پنهان‌کاری 




مجاهدین خلق سابقه ای بس طولانی در فریبکاری و پنهان‌کاری از اعضای خود و عموم مردم دارد. آنها اطلاعات ناقص ، نادرست و گمراه‌کننده منتشر میکنند و از تاکتیک‌های کنترل ذهن برای دستکاری اعضای خود استفاده کرده‌ و میکنند.سازمان مجاهدین در شتشوی مغزی افراد و طرفداران خود به وسیله القای اطلاعات نادرست تبحر خاصی دارد و تقریبا از آغاز شکل گیری به این روش ها روی آوردند و در این زمان یکی از مهم ترین ابزارهای آنها برای شتشوی مغزی فضای مجازی است.




6_عدم شفافیت مالی 




مجاهدین خلق از همان زمان که دست نشانده صدام شدند ، به عدم شفافیت در مورد امور مالی معروفت کسب کردند. آنها متهم به اختلاس و سوء استفاده از کمک‌های مالی هستند.بسیاری بر این باورند که اعضای اصلی و رهبران این سازمان بخش بزرگی از کمک های دریافتی را برای استفاده های شخصی هزینه میکنند و متهمان اصلی ، مسعود و مریم رجوی هستند.




 




برخی از اعضای سابق مجاهدین خلق این جنایات را محکوم کرده‌اند و خواستار پاسخگویی سازمان شده‌اند و همچنین دولت آلبانی از حضور این سازمان تروریستی در خاک کشور خود ، گلایه داشته و آمریکا را مسئول مشکلات کنونی دانسته است.




 




   وضعیت حال حاضر 




. مجاهدین خلق در حال حاضر یک سازمان تضعیف شده است که با فروپاشی کامل فاصله چندان زیادی ندارد.




آنها هم اکنون با چالش‌های داخلی و خارجی متعددی روبرو هستند، از جمله 




·    اختلافات داخلی




·    کمبود منابع مالی




.  کمبود منابع انسانی




·    نفوذ اطلاعاتی جمهوری اسلامی




. وابستگی به آمریکا و اسرائیل و برخی از کشورهای عربی




·    عدم حمایت بین‌المللی و سازمان های حقوق بشری




آینده 




. آینده مجاهدین خلق نامشخص است.




. این سازمان برای بقای خود باید بر چالش‌های داخلی و خارجی ، غلبه کند.




. آنها در عمل در حال حاضر برای بقا ، می جنگند و مبارزه با جمهوری اسلامی ، تنها یک بهانه است.




. هم اکنون ، سازمان مجاهدین بسیاری از اعضا و حامیان مالی خود را از دست داده و نفوذی در میان مردم ایران ندارد.




 




لازم به ذکر است که یکی از اقوام ما به نام سیدعلی اکبر شیرازیها  به دلیل طرفداری از روح الله خمینی امام  در تاریخ  بیست و دوم فروردین ۱۳۶۳، در ۲۰ متری منصور مورد سوءقصد گروهک منافقین قرار گرفت و شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای تهران واقع است.




___




ابوالقاسم کریمی




ورامین




23 تیر 1403</description>
					<pubDate>Tue, 23 Jul 2024 12:19:55 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>دلنوشته _ محیط زیستی _ ابوالقاسم کریمی</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30594/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30594/</guid>
					<description>ای آفریننده هستی ،
ای پروردگار آسمان و زمین ،
ای مهربان بی‌منت،
رو به سوی تو می‌آییم ، با دستی خالی ، دلی اندوهگین و روحی شرمسار،
وجودمان از دیدن زخم‌هایی که بر پیکر زمین زده‌ایم، به درد آمده است.
   
ای آفریننده هستی
ما شاهد مرگ دریاچه‌های سرشار از زندگی بوده‌ایم
ما با چشم های خود ماهیان مرده در فاظلاب را دیده‌ایم
ما با گوش‌های خود صدای ناله درختان در حال افتادن را شنیده‌ایم   …
   
ای آفریننده هستی
غم در چشم ها حلقه زده است
زباله‌هایی که در ساحل ها رها شده‌اند ، انبوه گناهان انسانند
آسمان دودآلود خودخواهی ما را فریاد می‌ کشد
حیوانات در حال انقراض به نحسی انسان اعتقاد دارند
   
ای آفریننده هستی
ما خانه خود را نابود کرده‌ایم
و آینده نسل فردا را به خطر انداخته‌ایم
ای پروردگار توانا
از تو طلب بخشش و مغفرت داریم
و می‌خواهیم ما را از خواب غفلت بیدار کنی
ای خدای حکیم که بی‌دلیل موجودی را نیافریده‌ای
ای بی‌نیاز بی‌شریک
ای قادر خردمند
ما را از شر نادانی نجات بده
و به ما بیاموز مهربانی و احترام به طبیعت را
و به ما بیاموز راه رسیدن به خوشبختی را
و به ما بیاموز صلح و دوستی را
و به ما بیاموز وفاداری را
ای خدای بی‌همتای وصف ناپذیر
بر ما رحم کن تا از این پس امانتدار زمین و نگهبان حیات باشیم
و بر ما توفیق ده تا با همدلی و همکاری یکدیگر ، زخم‌های زمین را التیام بخشیم
و به ما فرصت ده تا دوباره زیبایی و طراوت را به خانه ، بازگردانیم   …
   
ای خدای بزرگ
ما خود را به تو می‌سپاریم
آمین
___
ابوالقاسم کریمی
ورامین
۲۸ تیر ۱۴۰۳</description>
					<pubDate>Thu, 18 Jul 2024 16:36:18 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>دلنوشته_محیط زیست_ابوالقاسم کریمی</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30576/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30576/</guid>
					<description>مادر ما زمین است
وطن ما زمین است
خانه ما زمین است
زندگی ما زمین است
_
ولی ما انسانها
برای نابودی زمین به پا خاسته ایم
هر روز جنگل‌ها کوچک‌تر می‌شوند
هر روز دریاها از زباله انباشته تر می‌شوند
هر روز آسمان خاکستری‌تر می‌شود
هر روز حیوانات بیشتری به انقراض نزدیک‌تر می‌شوند
_
آی انسانها
با شعار نمی‌توان زندگی را از مرگ نجات داد
با شعار نمی‌توان جنگل‌ها را از نابودی حفظ کرد
با شعار نمی‌توان دریاچه در حال خشکیده شدن را محافظت کرد
آی انسانها
زمین ناله می‌کند، اما صدایش در هیاهوی شعارهای ما گم می‌شود
زمین تشنه‌ی عمل است، تشنه‌ی عشقی واقعی. عشقی که در دل و جان ریشه بدواند و ثمره‌ی آن، احیای طبیعت باشد.
آی انسانها
پرندگان مهاجر، در آسمانی غبار گرفته، مسیر خود را گم می‌کنند.
رودخانه‌ها، رگ‌های حیات زمین، به رگه‌هایی از درد و اندوه تبدیل شده‌اند.
آری
با شعار نمی‌توان سبز ماند
شعارها رنگ باخته‌اند. دیگر فایده‌ای ندارند. وقت عمل فرا رسیده است…
_
آی انسانها
بیایم فریب دادن را کنار بگذاریم
بیاییم شعار دادن را رها کنیم
بیایم رفتار خود با زمین را اصلاح کنیم
شاید هنوز فرصتی باقی مانده باشد…
_
ابوالقاسم کریمی
ورامین
2 تیر 1403</description>
					<pubDate>Thu, 18 Jul 2024 03:33:53 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>معرفی یوگسلاوی : کشوری که دیگر نیست!</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30559/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30559/</guid>
					<description>معرفی یوگوسلاوی
یوگسلاوی که در سال ۱۹۱۸ پس از فروپاشی امپراطوری اتریش مجارستان با پیوستن ۶ جمهوری   صربستان ، کرواسی ، اسلوونی ، بوسنی هرزگوبین ، مقدونیه شمالی و مونتنگرو تاسیس یافت در آغاز یک کشور با نظام سلطنتی بود اما پس از آنکه توسط آلمان در جنگ جهانی دوم اشغال شد نظام آن به جمهوری فدرال سوسیالیستی تغییر کرد و یوسیب بروز تیتو رهبر پارتیزان‌های کمونیسم که در جنگ جهانی دوم توانسته بود با همکاری و یاری متفقین سربازان هیتلر را از یوگسلاوی اخراج کند به عنوان رئیس جمهور مادام العمر یوگسلاوی انتخاب شد . وی توانست با روش‌های مختلف و مشت آهنین کشوری با ثبات و متحد ایجاد کند
مرگ تیتو و آغاز فروپاشی
بعد از مرگ تیتو یوگسلاوی در هرج و مرج فرو رفت فساد در بین مسئولان حکومتی شیوع پیدا کرد مشکلات و بحران های جدید اقتصادی و سیاسی شکل گرفت و شدت مشکلاتی که در زمان تیتو وجود داشت به شدیدترن شکلی افزایش یافت ، نظم و قانون به فراموشی سپرده شد و در حالی که بحران اقتصادی ، مردم را فلج کرده بود جمهوری‌های مختلف یوگسلاوی خواهان استقلال بیشتر بودند تا اینکه در سال ۱۹۹۱ اسلوونی ، کرواسی و مقدونیه شمالی استقلال خود از یوگسلاوی را اعلام کردند و این آغاز جنگ‌های خونین و کشتارهای وحشیانه در قلب بالکان بود.
مهم ترین دلایل فروپاشی یوگسلاوی
۱   مرگ تیتو   …
او به عنوان یک شخصیت قدرتمند ، کاریزماتیک ، سیاستمدار ، با ثبات و دیکتاتور شناخته می‌شد در زمان تیتو بحران سیاسی در یوگسلاوی به درستی مدیریت می شد و پیشرفت این کشور به خوبی دیده می‌شد اما بعد از مرگ این شخصیت سیاستمدار هیچکس نتوانست خلاء او را پر کند.
۲   ناسیونالیسم   ..
میل به استقلال و خودگردانی در میان جمهوری‌های مختلف یوگسلاوی بعد از مرگ تیتو به شدت افزایش یافت مردم دیگر نمی‌خواستند زیر سایه یوگسلاوی زندگی کنند.
۳   افول کمونیسم   …
در کشور یوگسلاوی نظام کمونیسمی حاکم بود و مردم از رفتارهای این سیستم به تنگ آمده بودند تا جایی که دیگر اعتقاد و باوری به آن نداشتند. مردم خواهان استقلال ، آزادی ، برابری ، عدالت و رفاه بودند آنان نظام کمونیسم را ناکارآمد می‌دانستند و فساد مسئولین یوگسلاوی عامل مهمی در تغییر نگاه مردم در برابر سیستم کمونیسمی بود.

		
			
				شاید دوست داشته باشید       نمونه اشعار زیبا از هوشنگ ابتهاج
		   
۴   اختلاف طبقاتی و اقتصادی…
تبعیض و نابرابری بین مردم و بین جمهوری‌های مختلف این کشور به وضوح دیده می‌شد ، برخی از مردم و برخی از جمهوری‌های یوگسلاوی از نظر اقتصادی از دیگر جمهوری‌های این کشور پیشرفته‌تر بودند و مردم این نابرابری را نمی‌خواستند و در صدد حل این مشکل برآمدند ، تا زندگی بهتری داشته باشند.
جنگ‌ها
فروپاشی یوگسلاوی با چندین جنگ خونین همراه بود، از جمله 

	جنگ استقلال کرواسی  1991-1995     کرواسی برای استقلال از یوگسلاوی جنگید و در نهایت پیروز شد.
	جنگ بوسنی  1992-1995     بوسنی و هرزگوین نیز برای استقلال جنگید، اما این جنگ با پاکسازی قومی وحشتناکی همراه بود.
	جنگ کوزوو  1998-1999     آلبانیایی‌های قومی در کوزوو برای استقلال از صربستان جنگیدند و با مداخله ناتو صربستان مجبور به عقب‌نشینی شد.

پیامدها
فروپاشی یوگسلاوی فاجعه‌ای انسانی بود. هزاران نفر کشته و میلیون‌ها نفر آواره شدند. این کشور به شش جمهوری مستقل تقسیم شد  اسلوونی، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، صربستان، مونته‌نگرو و مقدونیه شمالی.
کوزوو نیز در سال 2008 از صربستان اعلان استقلال کرد.
درس‌هایی که باید آموخت
فروپاشی یوگسلاوی درس‌های مهمی در مورد خطرات ملی‌گرایی، قوم‌گرایی و دیکتاتوری به ما می‌دهد. یوگسلاوی یک یادآوری تلخ است که چگونه تنش‌های قومی ، مذهبی و بحران اقتصادی اگر حل نشود، می‌تواند منجر به خشونت و ویرانی گردد…
پایان
_________________
ابوالقاسم کریمی
ورامین
۲ تیر ۱۴۰۳</description>
					<pubDate>Wed, 17 Jul 2024 06:36:16 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>دلنوشته محیط زیستی:ابوالقاسم کریمی</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30543/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30543/</guid>
					<description>ای زمین
	ای مادر زخم خورده
	ای وطن ستم دیده
	ای خانه ویران شده
	ای زمین
	ای گل زیبای کمر شکسته
	ای ساحل در زباله غرق شده
	ای ماهی در گِل افتاده
	ای جنگل در کویر محو شده
	ای دریاچه در مرگ خفته
	ای زمین
	تو بگو
	آیا امیدی هنوز جاری هست؟
	آیا آینده را سزاوار زندگی هست؟
	آیا در این تاریکی غم بار می‌توان روشنایی را یافت؟
	ای زمین
	تو بگو
	آیا قطرات اشک‌ ابرها ، مرثیه‌ای برای رودخانه‌های خشکیده نیست؟
	آیا زوزه باد ، ناله موجودات در حال انقراض نیست؟
	آیا غبار غلیظ ابر بر فراز شهرها ، نقاب مرگ بر چهره طبیعت نیست؟
	ای زمین
	ای مادر زخم خورده ما
	…تو بگو ….
	___
	دلنوشته محیط زیستی
	ابوالقاسم کریمی
	ورامین
	۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳</description>
					<pubDate>Mon, 15 Jul 2024 23:12:56 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>یاداشت:بزرگترین اشتباهات حزب توده ایران چه بود؟</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30476/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-0/category/news-30476/</guid>
					<description>حزب تودهٔ ایران   یک حزب سیاسی کمونیستی در ایران است. این حزب به عنوان مدعی سوسیال دموکراسی عهد جنبش مشروطه و حزب کمونیست ایران در ۱۰ مهر ۱۳۲۰ در تهران بنیانگذاری شد و در تاریخ معاصر ایران سازمان اصلی چپ محسوب می‌شود. بنیان‌گذاران حزب تودهٔ ایران چند تن از روشنفکران و فعالان چپ‌گرای ایرانی ، نظیر سلیمان اسکندری، احسان طبری و رضا روستا بودند که اغلب در دورهٔ رضاشاه تحت پیگرد یا در زندان بودند.
حزب توده در طول فعالیت خود در تاریخ معاصر ایران، مرتکب اشتباهات متعددی شد که برخی از آنها نقش قابل‌توجهی در انزوا و سرکوب این حزب در دوران پهلوی و انقلاب اسلامی ایفا کرده‌اند…
برخی از مهم‌ترین این اشتباهات عبارتند از  

حزب تودهٔ ایران   یک حزب سیاسی کمونیستی در ایران است. این حزب به عنوان مدعی سوسیال دموکراسی عهد جنبش مشروطه و حزب کمونیست ایران در ۱۰ مهر ۱۳۲۰ در تهران بنیانگذاری شد و در تاریخ معاصر ایران سازمان اصلی چپ محسوب می‌شود. بنیان‌گذاران حزب تودهٔ ایران چند تن از روشنفکران و فعالان چپ‌گرای ایرانی ، نظیر سلیمان اسکندری، احسان طبری و رضا روستا بودند که اغلب در دورهٔ رضاشاه تحت پیگرد یا در زندان بودند.
حزب توده در طول فعالیت خود در تاریخ معاصر ایران، مرتکب اشتباهات متعددی شد که برخی از آنها نقش قابل‌توجهی در انزوا و سرکوب این حزب در دوران پهلوی و انقلاب اسلامی ایفا کرده‌اند…
برخی از مهم‌ترین این اشتباهات عبارتند از 

	وابستگی به شوروی    حزب توده از بدو تشکیل روابطی بسیار نزدیکی با اتحاد جماهیر شوروی داشت و به بازوی اصلی نفوذ شوروی در ایران بدل شد این تعلق تا جایی پیش رفت که حزب توده در بسیاری از موارد خط مشی خود را مطابق با سیاست‌های شوروی تنظیم و اجرا می‌کرد ، حزب توده که در مسئله وابستگی به دولت خارجی هیچ ابایی نداشت باعث سوءظن و بدبینی بسیاری از مردم ایران شد و استقلال خود را زیر سوال برد …
	حمایت از جدایی آذربایجان    شاید بدترین و درعین حال شرم آورترین اشتباه حزب توده ، یاری رسانی به جنبش جدایی طلبانه آذربایجان بود. این واقعه تلخ که در سال 1325 و با حمایت مالی ، تسلیحاتی و سیاسی شوروی شکل گرفت و با استقبال بی چون و چرای رهبران و بسیاری از اعضای حزب پشتیباتی و طرفداری شد ضربه شدیدی به وجهه ملی حزب وارد نمود و بسیاری از ایرانیان را که خواهان حفظ تمامیت ارضی کشور بودند ، برای همیشه از خود دور کرد…
	موضع‌گیری در قبال نهضت ملی شدن نفت حزب توده در ابتدا جزو طرفداران نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر مصدق بود ، همچنین بعضی از اعضای حزب ، از حامیان   سید حسین فاطمی   بودند اما به تدریج که سیاست های شوروی در قبال ملی شدن نفت در ایران تغییر کرد آنها نیز موضع خود را تغییر دادند و به مخالفت با مصدق و یاران وی پرداختند. این سیاست باعث شد بسیاری از اعضای غیر اصلی از حزب خارج شوند اما این موضوع برای رهبران حزب اهمیت نداشت…
	کودتای 28 مرداد    حزب توده در جریان کودتای 28 مرداد که باعث بازگشت شاه به قدرت شد ، مرتکب خیانت بزرگی شد ، چرا که رهبران و برخی از اعضای حزب نه تنها عملی برای جلوگیری از کودتا انجام ندادند بلکه اقداماتی را به نفع کودتاچیان مدیریت و رهبری کردند . حزب توده دخالت مستقیم در ناآرامی ها داشت ، توده ای ها از کودتاچبان حمایت و با آنان همکاری میکردند. این رفتار حزب باعث خدشه‌دار شدن بیش از پیش وجه مردمی توده ای ها شد . تا جایی که بعد از کودتای 28 مرداد برای بسیاری از مردم کشور ثابت شد که حزب توده دست نشانده شوروی است و سیاست های این دولت را در کشور پیاده سازی میکند…
	فعالیت‌های مخفی و خشونت‌آمیز از آنجا که رویکرد اصلی حزب توده ، کمونیستی و سوسیالیستی یود حتی با وجود مخالفت با مصدق و همکاری با کودتاچیان در 28 مرداد 1332 باعث نشد که محمدرضا شاه از آنها حمایت کند ، شاه بعد از کودتای 28 مرداد تصمیم گرفت جریان حزبی را از ایران محو کند و یکی از اصلی ترین احزابی که سرکوب شد ، حزب توده بود اما حزب توده به فعالیت‌های مخفی و خشونت‌آمیز روی آورد.که این اقدامات، باعث ، دستگیری،زندانی،اعدام و تبعید بسیاری از اعضای آن شد…
	عدم درک درست از جامعه ایران    حزب توده با سیاست های نادرست خود و با وابستگی به اتحاد جماهیر شوروی ، به صورت تاریخی ثابت کرد که درک درستی از خواسته اکثریت مردم ندارد و با تحولات اجتماعی در ایران هم سو نیست ، حزب توده هیچگاه نتواست با مردم ارتباط سازنده ایجاد کند و به همین دلیل پایگاه گسترده ای در نزد آحاد شهروندان نداشت.اکثر جامعه چه در زمان حال و چه در گذشته حزب توده را ، حزبی خائن قلمداد میکنند که حافظ منافع شوروی در ایران بود…
	تمرکز بر مسائل طبقاتی    این حزب برای ایجاد پایگاه اجتماعی در اقشار کم تر برخوردار بسیار تاکید میکرد آنها بیش از حد بر این مسئله پافشاری میکردند این پافشاری تا جایی پیش رفت که برخی از تاریخ شناسان بر این باورند که حزب توده برای آنکه بتواند بهتر سیاست های شوروی را در ایران پیاده سازی کند به سراغ اقشار آسیب پذیر جامعه رفت تا بتواند با جذب آنها خط مشی خود را تقوبت کند و به آرمان ها خویش جامه عمل بپوشاند…
	انعطاف‌ناپذیری    حزب توده در بسیاری از موارد، از خود انعطاف‌ناپذیری نشان می‌داد و حاضر به تجدید نظر در مواضع خود، نبود. این امر، باعث می‌شد تا حزب فرصت‌های زیادی برای اصلاح و پیشرفت را از دست بدهد. و مرتکب اشتباهات جبران ناپذیر شود… لازم به ذکر است که در اساسنامهٔ این حزب که در مهرماه ۱۳۸۲ به تصویب کنگرهٔ مرکزی رسیده این‌گونه نوشته شده که «هدف نهایی حزب تودهٔ ایران، استقرار سوسیالیسم در ایران است و نخستین گام در راه تحقق این هدف را، برقراری حکومت دموکراتیک می‌داند، که زمینهٔ استقرار آزادی، استقلال، صلح و عدالت اجتماعی را در جامعه فراهم آورد.” این در حالی است که این حزب برای مدت زمانی طولانی، شوروی را کشوری سوسیالیستی می‌پنداشت و روابط نزدیکی با حزب کمونیست شوروی داشت و دست نشانده سیاست های این دولت در ایران بود…


	
   احزاب و فعالان سیاسی در ایران چه درسی ، از اشتباهات حزب توده باید بیامورند 

	ضرورت استقلال    احزاب سیاسی باید در اتخاذ مواضع خود مستقل باشند و از وابستگی به قدرت‌های خارجی پرهیز کنند.
	تعهد به منافع ملی    احزاب سیاسی باید منافع ملی را در اولویت قرار دهند و از هرگونه اقدامی که به ضرر کشور باشد، خودداری کنند.
	ارتباط با مردم    احزاب سیاسی باید با مردم ارتباط برقرار کنند و درک درستی از نیازها و خواسته‌های آنها داشته باشند.
	تحلیل جامع    احزاب سیاسی باید در تحلیل مسائل، به همه عوامل دخیل توجه کنند و از ارائه تحلیل‌های ساده‌انگارانه و تک‌بعدی پرهیز کنند.
	انعطاف‌پذیری    احزاب سیاسی باید در قبال مسائل مختلف، انعطاف‌پذیری نشان دهند و حاضر به تجدید نظر در مواضع خود باشند.

______
ابوالقاسم کریمی
ورامین
18 مرداد 1401</description>
					<pubDate>Thu, 11 Jul 2024 00:59:05 +0100</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27190/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27190/</guid>
					<description>یک روز خانم مسنی با یک کیف
پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1
میلیون دلار افتتاح کرد. سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل
آن بانک را ملاقات کند. و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود،
تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت. قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم
ترتیب داده شد. پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر
عامل راهنمایی شد. مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو
سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند. تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید
و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست؟ آیا به تازگی به
شما ارث رسیده است؟ زن در پاسخ گفت خیر، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد
علاقه ام که همانا شرط بندی است، پس انداز کرده ام. پیرزن ادامه داد و از آنجایی
که این کار برای من به عادت بدل شده است، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط
ببندم که شما شکم دارید  مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن
پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول؟ زن پاسخ
داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید، من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما
حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده
است. مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه
ای برایش نگذارد. روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً
وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت. پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر
عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد.
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود، با لبخندی
که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد. وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و
آشفته حال شد. مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید، با تعجب از پیرزن علت را جویا
شد. پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم
کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود
را از تن بیرون کند.</description>
					<pubDate>Fri, 01 Dec 2023 10:12:53 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27174/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27174/</guid>
					<description>زن
و شوهری بیش از 60 سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آن ها همه چیز را
به   طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می
کردند   و هیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز   یک جعبه کفش در
بالای   کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد
آن   هم چیزی نپرسد.
		
   
		
در
همه این سال ها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر
بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند. در حالی که با   یکدیگر امور باقی
را رفع و رجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آورد و نزد همسرش برد.   پیرزن
تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به   شوهرش بگوید.
پس از او خواست تا در جعبه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه   را باز کرد، دو
عروسک بافتنی و مقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد.   پیرمرد دراین باره
از همسرش سوال نمود.   پیرزن گفت  هنگامی که ما قول
و قرار ازدواج گذاشتیم مادر بزرگم به من گفت   که راز خوشبختی زندگی مشترک در
این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من   گفت که هر وقت از دست تو عصبانی
شدم ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.   پیرمرد به شدت تحت تاثیر
قرار گرفت و سعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط
دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد
پس رو به همسرش کرد و گفت این   همه پول چطور؟ پس اینها ازکجا آمده؟
		
در
پاسخ گفت     آه عزیزم این پولی است
که از فروش عروسک ها به دست اورده ام.</description>
					<pubDate>Thu, 30 Nov 2023 11:44:51 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27153/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27153/</guid>
					<description>در سال 1968 مسابقات المپيك در شهر مكزيكوسيتي برگزار شد. در آن سال
مسابقه دوي ماراتن يكي از شگفت انگيزترين مسابقات دو در جهان بود. دوي ماراتن در
تمام المپيك ها مورد توجه همگان است و مدال طلايش گل سرسبد مدال هاي المپيك. اين
مسابقه به طور مستقيم در هر 5 قاره جهان پخش مي شود.
		
   كيلومتر
آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزديكي با هم داشتند. نفس هاي آنها به شماره
افتاده بود، زيرا آن ها 42 كيلومتر و 195 متر مسافت را دويده بودند. دوندگان
همچنان با گام هاي بلند و منظم پيش مي رفتند. چقدر اين استقامت زيبا بود ...
		
   هر بيننده اي دلش مي خواست كه اين اندازه استقامت و توان داشته باشد.
دوندگان، قسمت آخر جاده را طي كردند و يكي پس از ديگري وارد استاديوم شدند.
استاديوم مملو از تماشاچي بود و جمعيت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشويق كردند.
رقابت نفس گير شده بود و دونده شماره ... چند قدمي جلوتر از بقيه بود. دونده ها
تلاش مي كردند تا زودتر به خط پايان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط
پايان را پاره كرد...
		
استاديوم سراپا تشويق
شد. فلاش دوربين هاي خبرنگاران لحظه اي امان نمي داد و دونده هاي بعدي يكي يكي از
خط پايان گذشتند و بعضي هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پايان چند قدم جلوتر از
شدت خستگي روي زمين ولو شدند.
		
   اسامي و زمان هاي به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر
اول با زمان دو ساعت و ... در همين حال دوندگان ديگر از راه رسيدند و از خط پايان
گذشتند...
		
   در طول مسابقه دوربين ها بارها نفراتي را نشان داد كه دويدند، از
ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسير مسابقه بيرون آمدند. به نظر مي رسيد كه آخرين
نفر هم از خط پايان رد شده است. داوران و مسوولين برگزاري مي روند تا علائم مربوط
به مسابقه ماراتن و خط پايان را جمع آوري كنند. جمعيت هم آرام آرام استاديوم را
ترك مي كنند. اما...
		
بلند گوي استاديوم به
داوران اعلام ميكند كه خط پايان را ترك نكنند. گزارش رسيده كه هنوز يك دونده ديگر
باقي مانده. همه سر جاي خود برمي گردند و انتظار رسيدن نفر آخر را مي كشند. دوربين
هاي مستقر در طول جاده تصوير او را به استاديوم مخابره ميكنند.
		
از روي شماره پيراهن
او اسم او را مي يابند   « جان استفن آكواري »   است دونده سياه
پوست اهل تانزانيا، كه ظاهرا برايش مشكلي پيش آمده، لنگ مي زد و پايش بانداژ شده
بود. 20 كيلومتر تا خط پايان فاصله داشت و احتمال اين كه از ادامه مسير منصرف شود
زياد بود. نفس نفس مي زد. احساس درد در چهره اش نمايان بود. لنگ لنگان و آرام مي
آمد ولي دست بردار نبود. چند لحظه مكث كرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را
مي گيرند تا از ادامه مسابقه منصرفش كنند ولي او با دست آنها را كنار مي زند و به
راه خود ادامه مي دهد.
		
   داوران طبق مقررات حق
ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پايان محل مسابقه را ترك كنند. جمعيت هم همان
طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتايج ترك نمي كند. جان هنوز مسير
مسابقه را ترك نكرده و با جديت مسير را ادامه مي دهد. خبرنگاران بخش هاي مختلف
وارد استاديوم شده اند و جمعيت هم به جاي اينكه كم شود زيادتر مي شود   ...
		
   جان استفن با دست هاي گره كرده و دندان هاي به هم فشرده و لنگ لنگان،
اما استوار، همچنان به حركت خود به سوي خط پايان ادامه مي دهد او هنوز چند
كيلومتري با خط پايان فاصله دارد آيا او مي تواند مسير را به پايان برساند؟ خورشيد
در مكزيكوسيتي غروب مي كند و هوا رو به تاريكي مي رود.
		
بعد از گذشت مدتي
طولاني، آخرين شركت كننده دوي ماراتن به استاديوم نزديك مي شود، با ورود او به
استاديوم جمعيت از جا برمي خيزد. چند نفر در گوشه اي از استاديوم شروع به تشويق مي
كنند و بعد انگار از آن نقطه موجي از كف زدن حركت مي كند و تمام استاديوم را فرا
مي گيرد. نمي دانيد چه غوغايي برپا مي شود.
		
   40 يا 50 متر بيشتر تا خط
پايان نمانده او نفس زنان مي ايستد و خم مي شود و دستش را روي ساق پاهايش مي
گذارد، پلك هايش را فشار مي دهد نفس مي گيرد و دوباره با سرعت بيشتري شروع به حركت
مي كند. شدت كف زدن جمعيت لحظه به لحظه بيشتر مي شود. خبرنگاران در خط پايان تجمع
كرده اند. وقتي نفرات اول از خط پايان گذشتند، استاديوم اينقدر شور و هيجان نداشت.
نزديك و نزديك تر ميشود و از خط پايان مي گذرد. خبرنگاران، به سوي او هجوم مي برند
نور پي در پي فلاش ها استاديوم را روشن كرده است؛ انگار نه انگار كه ديگر شب شده
بود. مربيان حوله اي بر دوشش مي اندازند. او كه ديگر توان ايستادن ندارد، مي افتد ...
		
   آن شب مكزيكوسيتي و شايد تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح
نخوابيد. جهانيان از او درس بزرگي آموختند و آن   اصالت
حركت، مستقل از نتيجه   بود.
او يك لحظه به اين فكر نكرد كه نفر آخر است. به اين فكر نكرد كه براي پيشگيري از
تحمل نگاه تحقيرآميز ديگران به خاطر آخر بودن ميدان را خالي كند. او تصميم گرفته
بود كه اين مسير را طي كند، اصالت تصميم او و استقامتش در اجراي تصميمش باعث شد تا
جهانيان به ارزش جديدي توجه كنند ارزشي كه احترامي تحسين برانگيز به دنبال داشت.
		
   فرداي مسابقه   مشخص شد كه جان از
همان شروع مسابقه به زمين خورده و به شدت آسيب ديده است. او در پاسخگويي به سوال
خبرنگاري كه پرسيده بود، چرا با آن وضع و در حالي كه نفر آخر بوديد از ادامه
مسابقه منصرف نشديد؟ ابتدا فقط گفت  براي شما قابل درك نيست و بعد در برابر اصرار
خبرنگار ادامه داد    مردم كشورم مرا 5000 مايل تا مكزيكوسيتي نفرستاده اند كه
فقط مسابقه را شروع كنم، مرا فرستاده اند كه آن را به پايان برسانم.
		
   داستان « جان استفن آكواري
»   از آن پس در ميان تمام ورزشكاران سينه به سينه نقل شد.
		
حالا آيا يادتان هست
كه نفر اول برنده مدال طلاي همان مسابقه چه كسي بود ؟  
		
يک اراده قوي بر همه
چيز حتي بر زمان غالب مي آيد.</description>
					<pubDate>Wed, 29 Nov 2023 10:22:19 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27140/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27140/</guid>
					<description>زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز
چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری
کند. او یک بسته بیسکويیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به
خواندن کتاب کرد.
		
   
		
مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می خواند. وقتی
که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و
خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد  بهتر است ناراحت نشوم.
شاید اشتباه کرده باشد.
		

			ولی
این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی داشت، آن مرد هم همین کار را
می کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود، ولی نمی خواست واکنشی نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد  حالا ببینم این مرد بی
ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این
دیگه خیلی پررویی می خواست  زن جوان حسابی عصبانی شده بود.
		
   
		
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار
شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی
که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل
هواپیما روی صندلی اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد
و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده 
		
   
		
خیلی شرمنده شد  از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که
بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بیسکوئیت هایش را با او
تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد.</description>
					<pubDate>Tue, 28 Nov 2023 05:46:34 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27126/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27126/</guid>
					<description>مردي در يك خانه‌ي كوچك، با باغچه‌اي بزرگ و بسيار زيبا زندگي مي‌كرد. او چند سال پيش در اثر يك تصادف، بينايي خود را از دست داده بود و همه‌ي اوقات فراغتش را در آن باغچه به سر مي‌برد. گياهان را آب مي‌داد، به چمن‌ها مي‌رسيد و رزها را هرس مي‌كرد. باغچه در بهار، تابستان و پاييز، منظره‌اي دل‌انگيز داشت و سرشار از رنگ‌هاي شاد بود.
روزي، شخصي كه ماجراي باغبان كور را شنيده بود، به ديدار او آمد. از باغبان پرسيد   «خواهش مي‌كنم، به من بگوييد چرا اين كار را مي‌كنيد؟ آن گونه كه شنيده‌ام، شما اصلاً قادر به ديدن نيستيد».
«بله، من كاملاً نابينا هستم »
«پس چرا اين همه براي باغچه‌ي خود زحمت مي‌كشيد؟ شما كه قادر به تشخيص رنگ‌ها نيستيد، پس چه بهره‌اي از اين همه گل‌هاي رنگارنگ مي‌بريد؟»
باغبان كور به پرچين باغچه تكيه داد و لبخندزنان به مرد غريبه گفت 
«خب، من دلايل خوبي براي اين كار خود دارم. من همواره از باغباني خوشم مي‌آمد. به نظرم مي‌رسد كه دست كشيدن از اين كار به سبب نابينايي، دليل قانع‌كننده‌اي نيست. البته نمي‌توانم ببينم كه چه گياهاني در باغچه‌ام مي‌رويند؛ ولي هنوز مي‌توانم آنها را لمس و احساس كنم. من نمي‌توانم رنگ‌ها را از هم تشخيص دهم، ولي مي‌توانم عطر گل‌هايي را كه مي‌كارم، ببويم و دليل ديگر من، شما هستيد».
«چرا من؟ شما كه اصلاً مرا نمي‌شناسيد »
« البته من شما را نمي‌شناسم، ولي گاهي اوقات، شخصي چون شما از اينجا رد مي‌شود و كنار باغچه‌ي من مي‌ايستد. اگر اين تكه زمين، باغچه‌اي بدون گياه و خشك بود، ديدن منظره‌ي آن براي شما خوشايند نبود. به نظر من نبايد از انجام كاري به اين سبب چشم‌پوشي كنيم كه در نگاه نخست، سود چنداني براي خود ما ندارد؛ در صورتي كه ممكن است كمك ناچيزي به ديگران بكند».
مرد به فكر فرو رفت و گفت  «من از اين زاويه به موضوع نگاه نكرده بودم».
باغبان پير لبخندزنان به سخن خود ادامه داد 
«به علاوه مردم از اينجا رد مي‌شوند و با ديدن باغچه‌ي من، احساس شادي مي‌كنند؛ مي‌ايستند و كمي با من سخن مي‌گويند. درست مانند شما؛ اين كار براي يك انسان نابينا ارزش زيادي دارد».
   
برگرفته از كتاب
لش لايتنر، نوربرت؛ بال‌هايي براي پرواز؛ برگردان مهشيد مير معزي؛ چاپ نخست؛ تهران  انتشارات نگاه؛ 1387</description>
					<pubDate>Mon, 27 Nov 2023 04:32:52 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27120/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27120/</guid>
					<description>در
یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی لافلانت در واشینگتن دی سی شد
 یکی از محله های ثروتمند   در واشنگتن  و شروع به نواختن ویلون کرد.   این مرد در عرض 42 دقیقه، 6 قطعه از بهترین قطعات کلاسیک
باخ را نواخت   .از
آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت
مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد.   از سرعت قدم هایش کاست و چند ثانیه ای توقف کرد، بعد با
عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد.
		
   
		
یک
دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد.   خانمی بی آنکه توقف
کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله به راه خود ادامه داد.   چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود،
به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه
دور شد.
		
   
		
کسی
که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک 3 ساله ای بود که مادرش با عجله و
کشان کشان به همراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر
محکم تر کشید وکودک در حالی که همچنان نگاهش به ویلون زن بود، به همراه مادر براه
افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان
بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
		
   
		
در
طول مدت 42 دقیقه ای که ویلون زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند.
20   نفر انعام دادند، بی آنکه مکثی کرده باشند، و 32 دلار عاید ویلون زن شد.   در حالی که به گفته
ی همراهان ویولون زن در تمام این مدت   1079
نفر از کنار این نوازنده ی مشهور و برنده ی جایزه ی « گرمی » گذشتند.
		
   
		
وقتی
که ویلون زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد.   نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت    واقعیت
این است که فقط یک نفر او را شناخت .
		
   
		
هیچکس
نمی دانست که این ویلون زن همان   «جاشوا بل»   یکی از بهترین موسیقی
دانان جهان است. هیچکس نفهمید که او همان کسی است که چند روز قبل کنسرتی اجرا کرده
بود که تمام بلیط های آن از قبل پیش فروش شده بود.
		
   
		

		 
			 
				  
					  
						  
							  
								  
									  
										  
											  
												  
													  
														  
															  
																  
				 
					
		
		

		
		
		
		
		
		
		
دو
روز بعد از دريافت جايزه ايووري فيشر توسط «جاشوا بل» روزنامه واشنگتن پست
با چاپ گزارشي مفصل فاش كرد كه وقتي جاشوا بل بزرگ به صورت ناشناس در ايستگاه مترو
نواخته، حتي نتوانسته توجه عده كوچكي را هم جلب كند.
		
   
		
روزنامه
واشنگتن پست مي نويسد  بل مي خواست بي واسطه با ذائقه عمومي آشنا شود. و سوالي مهم
  آيا مردم در صحنه اي پيش پا افتاده و در زماني نامناسب به زيبايي اهميت مي دهند؟   پاسخ البته منفی بود.
		
   
		
بل
كه سالي تقريبا 120 كنسرت برگزار مي كند و بليت هايش كمتر از 100 دلار نيست به
خبرگزاري رويترز مي گويد  كمي عصبي بودم و ناديده گرفته شدن، تجربه اي عجيب بود.
عادت كرده بودم كه مردم براي شنيدن كارهايم پول بدهند و برايم كف بزنند. اين تجربه
نگاهم را عوض كرد.
		
   
		
بل
با همان ويولن دست سازش كه در 1713 توسط آنتونيو استراديواري ساخته شده در ايستگاه
مترو برنامه اجرا كرد. او اعتراف مي كند  البته انتظار داشتم در آن ساعت مردم هنر
را نپذيرند، اما شديدا دردآور بود وقتي سعي مي كردم زيباترين موسيقي ها را بنوازم
و آنها بي خيال از كنارم رد مي شدند. ديدن اين صحنه ها برايم دشوار بود. من متوجه
شدم كه مردم در حالت عادي به موسيقي كلاسيك بي توجه اند.
		
   
		
نتیجه ی مهمی که باید از این
داستان گرفت این خواهد بود که   اگر ما لحظه ای فارغ
نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که در حال نواختن یکی
از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است، گوش فرا دهیم، چه چیز های دیگری را
داریم از دست می دهیم؟</description>
					<pubDate>Sun, 26 Nov 2023 06:54:11 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27104/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27104/</guid>
					<description>پادشاهی   بود   که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، ولی باز هم از زندگی
خود راضی نبود. اما خود نیز علت را نمی دانست. روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم
می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید . به دنبال
صدا،   پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد   .
		
پادشاه
بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید  چرا اینقدر شاد هستی؟ آشپز جواب داد  قربان، من
فقط یک آشپز هستم. تلاش می کنم تا همسر و بچه هایم را شاد کنم. ما خانه حصیری تهیه
کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم   .
		
پس
از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به
پادشاه گفت  قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست. اگر او به این گروه نپیوندد،
نشانگر آن است که مرد خوشبینی است   .پادشاه با تعجب پرسید  گروه 99 چیست؟
		
نخست
وزیر جواب داد   اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید چند کار انجام دهید 
یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که
گروه 99 چیست   .
		
پادشاه
بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه
آشپز قرار دهند   .
		
آشپز
پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به
اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و
شوریده گشت. آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد  99 سکه؟ آشپز
فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد. ولی واقعا 99 سکه بود. او تعجب
کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100    سکه نیست. فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست؟
شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد. اما خسته و
کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد   .
		
آشپز
بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست
آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند   .تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از
خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند. آشپز
دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند. او فقط تا حد توان کار می کرد.
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از
نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد  قربان، حالا این آشپز رسما به عضویت گروه 99
درآمد. اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند  آنان زیاد دارند
اما راضی نیستند. تا آخرین حد توان کار می کنند تا بیشتر بدست آورند. این علت اصلی
نگرانی ها و آلام آنان می باشد. آنها به همین دلیل شادی و رضایت را از دست می دهند.
		
حال آیا شما نیز عضو گروه 99 هستید؟</description>
					<pubDate>Sat, 25 Nov 2023 04:58:10 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27103/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27103/</guid>
					<description>دخترک
طبق معمول هر روز جلوي کفش فروشي ايستاد و به کفش هاي قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد.
بعد به بسته هاي چسب زخمي که در دست داشت،   خيره شد و   ياد
حرف پدرش افتاد. «اگر تا پايان ماه هر روز بتوني تمام چسب زخم هايت را بفروشي، آخر
ماه کفش هاي قرمز رو برات مي خرم».
		
دخترک
به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت  يعني من بايد دعا کنم که هر روز دست و پا يا
صورت 100 نفر زخم بشه تا...
		
   و بعد شانه هايش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت 
نه... خدا نکنه... اصلآ کفش نمي خوام</description>
					<pubDate>Sat, 25 Nov 2023 04:57:50 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27102/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27102/</guid>
					<description>دانشمندی آزمایشی بسیار جالب طراحی و اجرا کرد  
		
او
آکواریومی   را   با دیواری شیشه ای به دو قسمت تقسیم کرد. در یک قسمت
ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ماهی کوچک تری که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ
تر بود. دانشمند به ماهی بزرگ تر هیچ غذایی نداد تا تنها غذایش همان ماهی دیگر
درون آکواریم باشد. مطابق انتظار او برای خوردن ماهی کوچک تر بارها و بارها به
طرفش حمله کرد، اما هر بار به دیواری نامرئی برخورد نمود. دیوار شیشه ای به راحتی
او را از غذای محبوب و لذیذش جدا کرده بود. بالا خره بعد از مدتی، از حمله به ماهی
کوچک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به طرف دیگر آکواریوم و خوردن ماهی کوچک
تر کاری غیر ممکن است.
		
   
		
دانشمند
شیشه ی وسط را برداشت، اما ماهی بزرگ تر هرگز به سمت ماهی کوچک حمله نکرد. او حتی
به قسمت دیگر آکواریوم شنا نکرد. اما چرا؟
		
   
		
دیوار
شیشه ای دیگر وجود فیزیکی نداشت، اما ماهی بزرگ درون ذهنش دیواری شیشه ای ساخته
بود. دیواری که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود. دیوار باور خودش.
باورش به محدودیت.
		
   
		
بهترین
نتایجی که از این آزمایش مبتکرانه می توان گرفت، مربوط به ماهی ها نیست؛ بلکه
مربوط به خود ماست  
		
اگر
با دقت در اعتقاداتمان جستجو کنیم، دیوارهای شیشه ای بسیاری پیدا خواهیم کرد که
نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمان است در حالی که بسیاری از آن ها      فقط در
درون      ذهن ما وجود دارند و نه در واقعیت. در یک کلام   «شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید
هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید».</description>
					<pubDate>Sat, 25 Nov 2023 04:57:33 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27101/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27101/</guid>
					<description>هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.
شک کرد که همسایه اش آن را   دزدیده
باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه اش در دزدی   مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد
چیزی را پنهان کند،   پچ پچ   می
کند ...
		

		
		
		
		
		
		
		
آن قدر از شک خود مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد
لباسش را عوض کند تا   نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا
کرد. زنش آن را جابه جا کرده   بود.
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت 
		
و دریافت که او مثل   یک
آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می   کند...</description>
					<pubDate>Sat, 25 Nov 2023 04:57:13 +0000</pubDate>
				</item>
				<item>
					<title>داستان کوتاه آموزنده</title>
					<link>https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27100/</link>
					<guid isPermaLink="true">https://ak520.professora.ir/cat-4535/category/news-27100/</guid>
					<description>این یک داستان واقعی درباره سربازی است كه
پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه خود بازگردد...
		
   
		
سرباز قبل از این
كه به خانه برسد، از نیویورك با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت  پدر و مادر عزیزم، جنگ
تمام شده و من می خواهم به خانه بازگردم، ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم كه
می خواهم او را با خود به خانه بیاورم...
		
پدر و مادر او در
پاسخ گفتند  ما با كمال میل مشتاقیم كه او را ببینیم...
		
پسر ادامه داد  ولی
موضوعی است كه باید در مورد او بدانید، او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر
برخورد با مین یك دست و یك پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و
من می خواهم كه اجازه دهید او با ما زندگی كند 
		
پدرش گفت  پسر
عزیزم، متأسفیم كه این مشكل برای دوست تو به وجود آمده است. ما كمك می كنیم تا او
جایی برای زندگی در شهر پیدا كند... 
		
پسر گفت     نه،
من می خواهم كه او در منزل ما زندگی كند 
		
آن   ها در جواب گفتند  نه، فردی با این شرایط
موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او
آرامش زندگی ما را برهم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش كنی...
		
در این هنگام پسر
با ناراحتی تلفن را قطع كرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند...
		
چند روز بعد پلیس
نیویورك به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از یك ساختمان بلند
جان باخته و آن   ها مشكوك به خودكشی
هستند    
		
پدر و مادر آشفته و
سراسیمه به طرف نیویورك پرواز كردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشكی قانونی
مراجعه كردند.   اما با دیدن جسد،
قلب پدر و مادر از حركت ایستاد.
		
پسر آن ها یك دست و
یک پای خود را در جنگ از دست داده بود...</description>
					<pubDate>Sat, 25 Nov 2023 04:56:54 +0000</pubDate>
				</item>
	</channel>
</rss>