جواب سقراط

داستان 21 دی 1399
گفته می‌شود که بیشتر اوقات سقراط جلوی دروازه شهر آتن می‌نشست و به غریبه‌ها خوشامد می‌گفت.روزی غریبه‌ای نزد او رفت و گفت:"من می‌خواهم در شهر شما ساکن شوم. اینجا چگونه مردمی دارد؟”سقراط پرسید:"در زادگاهت چه جور آدم‌هایی زندگی می‌کنند.”مرد غریبه گفت:"مردم چندان خوبی نیستند. دروغ می‌گویند، حقه می‌زنند و دزدی می‌کنند. به همین خاطر است که آنجا را ترک کرده‌ام.”سقراط چنین جواب داد:"مردم اینجا هم همانگونه‌اند. اگر جای تو بودم به جستجویم ادامه می‌دادم.”چندی بعد غریبه دیگری به سراغ سقراط می‌آید و درباره مردم همان سوال را می‌کند.سقراط از او هم همان سوال را می پرسد:"آدم‌های شهر خودت چه جور آدم‌هایی هستند؟”غریبه پاسخ داد:"فوق‌العاده‌اند، به هم کمک می‌کنند و راستگو و پرکارند. چون می‌خواستم بقیه دنیا را ببینم ترک وطن کردم.”سقراط اندیشمند پاسخ داد:"اینجا هم همینطور است. چرا وارد شهر نمی‌شوی؟مطمئن باش این شهر همان جایی است که تصورش را می‌کنی!"نکته:ما دنیا را آنگونه می بینیم که هستیم و در دیگران چیزهایی را می بینیم که در درون ما وجود دارد.انسانی که مثبت و مهربان باشد،هرکجا برود در اطرافش و در آدم هایی که با آنها در ارتباط است، جز نیکویی چیزی نخواهد دید و انسان کج اندیش و منفی باف نیز به هرکجا برود جز زشتی و نقصان در محیط پیرامونش، چیزی را تجربه نخواهد کرد.وقتی تغییر نکنیم هرکجا برویم آسمان همین رنگ است !!!

ارسال نظر

خطا ...
آدرس ایمیل وارد شده نامعتبر است.
متوجه شدم